مقاله ی ارزشیابی
باسمه تعالی
تحولات
ارزشیابی، پلكان ترقي يا افول يادگيري
واژه
ارزشیابی در فرهنگ دهخدا تحت عنوان ارزیابی به معنای یافتن هر چیز ، تقویم
( ارزشگــــذاری) و در فرهنگ معین به معنای « عمل یافتن ارزش و بهــای هرچیز ،
سنجش و بررسی حدود هر چیز و بر آورد کردن ارزش آن » و در فرهنگ روانشناسی
آرتوربر، بصورت ویژه به معنای تعیین میزان موفقیت یک برنامه ،یک درس ، یک سری آزمایش ، یک دارو و... در رسیدن به هدف های اولیه آمده است .
ارزشیابی بعنوان یکی از ابزارها و شیوه های هدایت و تربیت انسان توسط خداوند( سنت ابتلا و امتحان الهی) است . در قرآن کریم به هنگام سخن گفتن در این باره از واژه هایی نظیر ابتلا،امتحان و فتنه استفاده شده است . مانند « ونبلوکم بالشّروالخیر فتنه والینا ترجعون » سوره انبیاء آیه35
ارزشیابی بخش جدایی ناپذ یرفرایند تعلیم و تربیت است که بر اساس آن اطلاعات لازم در مورد یادگیری دانش آموزان جمع آوری ، تجزیه تحلیل ، تفسیروتصمیم گیری می شود. از دیر باز در آموزش و پرورش ایران و جهان مانند چین باستان ، دانشگاه جندی شاپور « دوره ساسا نیان » مدرسه دارالفنون « دوره قاجاریه» ارزشیابی وجود داشته است .
ارزشیابی در گذر زمان دست خوش تغییراتی قرارگرفته ودر اجرا دارای فراز ونشیب هايي بوده است البتّه با پیشرفت علم و تکنولوژی تغييرات روبه رشد ارزشيابي دورازانتظار نیست بلکــه از ملزومات آن نيز می باشد. تا عمل ارزشیابی هرچه عـلمی تر ودقیق تر انجام شود. از مهم ترین تغییرات ارزشیابی که تاثیر زیادی در نحوه اجرا ، انگیزه معلمان وعملکرد کمی و کیفی ارزشیابی داشته دو نوبته شدن امتحانات در سال تحصیلی1381-1380 بود . كه مطابق آیین نامه امتحانات درارزشیابی هاي مستمربه آزمون هاي عملكرد تكاليف ، فعاليت هاي خارج از كلاس مرتبط بادرس و اهميت ارائه ي بازخورد هاي اصلاحي به دانش آموزان درجريان يادگيري دركنار ارائه ي نمرات امتحانات پاياني توجه وتاکید فراوان شده است .
چقدرزیباست که ارزشیابی بصورت مستمر ومتناسب با موقعیت ها درمراحل یادگیری اتفاق بیافتد زيرا امتحانات مستمر به تثبيت آموخته ها كمك مي كند . يادگيري را جهت داده و امكان تصحيح و جبران را فراهم مي آورد. از آن جايي كه تلاش دانش آموزدائماً مورد نظروتوجه است ، همه سكنات و لحظات او را در برگرفته و تمام مكان ها و زمان ها را شامل مي شود وانگيزه لازم را براي فرد بوجود مي آوردهمچنين امتحانات مستمرامكان تامل در آموخته ها ، تجربه آن ها در بيرون و تعميق و گسترش مفاهيم را فراهم مي آورد . لقمان حکیم در تربیت فرزند خود اورا با این حقیقت آشنا مي کند تا بیاموزد که از هر ابتلایی در جهت رشد خود بهره گیرد: فرزندم طلا با آتش امتحان می شود وبنده صالح بابلا. اگر خداوند مردانی را دوست بدارد آنان را در ابتلا و امتحان فرو می برد ، پس هرکه راضی باشد واز آن به درستی بهره گیرد به رضایت حق رسد وهـــرکه به خشم آيد و از آن به درستي بهره مند نشود به خشم الهـــي دچار مي گردد. « احياء العلوم ، ج4 ، س127» همچنين حضرت علي (ع) مي فرمايد : هنگام آزمايش است كه انسان خود راگرامي يا خوار مي سازد .«غررالحكم ،ج 2 ، ص30 »
تدريجي و مستمر بودن امتحان موجب مي شود كه پس از امتحان كار مربّي تما م شده تلقي نگردد و به عكس وسيله اي باشد براي آغاز كار ي جديد ، فكري بديع ، تصميمي نو ، تلاشي مضاعف كه انگيزه لازم را براي انسان ايجاد نموده و اورا متوجّه اين مهم كند كه تلاشش دائماً مورد نظر و توجه است . چنين نگاهي به امتحان محيط يادگيري و تربيت را وسعت داده و همه مكان ها و زمان ها را شامل ميشود . انسان بدون ارزشيابي مستمر و بررسي دائم عملكرد خويش نمي توا ند به تصحيح كلي و جزئي خود بپردازد .از اين رو«محاسبه نفس» (خود ارزشيابي ) مهمترين اقدام جهت اصلاح مسير و تقويت خويش در جهت اهداف تربيت است . بنابراين لازم است معلّم زمينه رشد و تلاش را به گونه اي فراهم سازد كه فراگير بتواند در مقام يك ارزياب عمل خود را مورد سنجش قرار دهد.
هر چند تغييرات ارزشيابي بصورت احسن بوده وبا مطالعه وتحقيق و صرف وقت و هزينه فراوان صورت گرفته ولی در عمل، با ارزیابی نتایج ارزشیابی دروس مختلف چنين به نظرمي رسد كه يادگيري وارزشيابي هيچ ارتباطي باهم ندارند در صورتي كه كار ارزشيابي سنجش ميزان يادگيري است. خيلي از دانش آموزان نمرات خوبي از امتحانات كلاسي مي گيرند ولي اگر باطرح سوالات استاندارد در موقعيت هاي ديگر ميزان يادگيري آنها سنجيده شود اختلاف معني داري را نشان مي دهد. هم چنين اگر نتايج آزمون تيمز والمپيادها ومسابقات علمي كه همه ساله از دانش آموزان ممتاز كلاس ها بعمل مي آيد با نمرات كلاسي آنها مقايسه اي صورت گيرد نشان خواهد داد كه بين يادگيري مفاهيم درسي ونمرات كلاسي دانش آموزان اختلاف قابل ملاحظه اي وجود دارد .
بطور مثال در پژوهشی که در اردیبهشت ماه1383 باتفاق یکی از همکاران در آموزش و پرورش منطقه گاليكش انجام دادیم نشان مي داد كه بین یادگیری دانش آموزان و نمرات كلاسي آنها فاصله معنی داری وجود دارد . گفتنی است كه سئوالات این پژوهش براساس سطوح ششگانه حيطه شناختي بلوم در درس ریاضی پایه سوم ابتدایی طرح شده واز دانش آموزان پايه سوّم كه در همان سال تحصيلي معلّم ليسانس آموزش ابتدايي دارند، بعمل آمد. میانگین نمرات دانش آموزان در اين آزمون11/12بود در صورتی که ميانگين نمرات درس رياضي همان دانش آموزان درخردادماه مدرسه ي خودشان51/16 مي باشد تفاوت 40/4نمره اي این دو نشاندهنده ي مشکلاتی درآموزش و اجراي ارزشیابی است.
اين چنين مشكلات و تناقض ها مي طلبد كه همزمان با انجام تغييرات رو به كمال در ارزشيابي به اندازه كافي به آموزش موفّق معلّمان و دانش آموزان و اطلاع رساني اوليا پرداخته گردد تا تصميمات نيروهاي ستادي و با اجرائيات نيروهاي صف همسو وهماهنگ گردد . همچنين بعد از ابلاغـيه دستورالعمل در زمان اجرا، نظارت كافي نيزبايد صورت گيرد تا نقاط ضعف و قوّت برنامه بصورت مستمرتجزيه و تحليل واصلاح گردد. چون در تصور مجريان ارزشيابي مستمر كم رنگ و كم ارزش تلقي شده است برگزاري دوره هاي توجيهي ضمن خدمت براي مديران ومعلمان كه امروزه ارزش مضاعف پيدا كرده لازم مي باشد. از دلايل اثر گذارديگر مي توان به درخواست روند تحصيلي مدارس و مقايسه نتايج روند تحصيلي معلمان ومدارس بايكديگراز طرف آموزش وپرورش شهرستان ها و مناطق اشاره كرد كه باعث رشد پفكي نمرات دانش آموزان گرديده است.لذا اولاًبه تهيّه و تجزيه و تحليل روندكيفي توجه گردد ثانياً در روند تحصيلي بجاي مقايسه معلّمان و مدارس با يكديگر، معلمان و مدارس با موقعيت گذشته خودشان مقايسه گردند. همچنين باتوجه به اينكه در ارزشيابي مستمرنمره دانش آموزازطريق ميزان مشاركت او در فعاليت هاي يادگيري وبررسي تكاليف درسي ، انجام پرسش هاي تدريجي ، بررسي فعاليت هاي خارج ازكلاس مرتبط بادرس تعيين مي گردد وهدف عمده در فعاليت هاي خارج از كلاس توجّه به حيطه هاي عاطفي و نگرشي است كه بعنوان نقيصه اصلي ارزشيابي پاياني مي باشد وبايد از طريق ارزشيابي مستمرتامين شود ولي متاسفانه ارزشيابي هاي مستمر با همان شيوه هاي ارزشيا بي پاياني انجام مي گيرد كه مي تواند دليل عمده مشكلات فوق باشد.
حال با وجود قرار گرفتن در آستانه اعلام ارزشيلبي توصيفي و مشكلات فوق در ارزشيابي مستمر كه صرفاًً درفعاليت هاي خارج ازكلاس به حيطه هاي عاطفي و مهارتي مي پردازد. آيا معلّمان با اعلام ارزشيابي توصيفي كه كاملاً بر حيطه هاي سه گانه (دانشي ، مهارتي ، نگرشي ) تاكيد دارد در اجراموفّق خواهند بود؟ آيا آموزش و پرورش بدون بسترسازي درخصوص آموزش نيروي انساني صرفاً با انجام كارشناسي وعلمي بودن ارزشيابي توصيفي را مي تواند بخوبي اجرا نمايد؟ سئوال هايي است كه بايد طراحان اين گونه ارزشيابي ها به آن پاسخ دهند.
اراز قلي سلطاني
مدیر دبستان ادب شهرستان كلاله
اسفند ماه 85